احمد بن محمد حسينى اردكانى
418
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
كه در آن هست رطوبات را فانى مىگرداند ، دوم معاونت حرارت غريزى آن را در داخل ، سوم معاضدت حركات بدنيّه و نفسانيّه . و اگر كسى گويد كه هر چه به واسطهء امور ثلاثه به تحليل مىرود غاذيه عوض آن را مىرساند . مىگوييم كه غاذيه در سنّ كهولت همان قدر بدل مىتواند رسانيد كه در سنّ شباب مىرساند . امّا محلّل در سنّ كهولت قويتر است از محلّل در سنّ شباب . و در وجه قوّت آن گفتهاند كه امور طبيعيّه به طول مدّت شدّت پيدا مىكند ، و معلوم است كه مدّت تأثير امور ثلاثه در كهل اطول از مدّت تأثير آن در شابّ ، [ 362 ] بلكه اثر ضعيف در زمان طويل اقوى است از اثر قوى است از اثر قوى در زمان قصير . و بر اين وجه وارد مىآيد كه دوام عمل ، چنان كه براى اسباب جفاف در كهل حاصل است ، همچنين در سبب مورد غذا نيز حاصل است . و چنان كه دوام فاعل تجفيف موجب زيادتى تجفيف مىگردد ، همچنين دوام فاعل تغذيه نيز موجب زيادتى رطوبت غذائيّه مىشود . و قريب به اين وجه است آنچه از سقراط نقل نمودهاند كه فعل حرارت غريزيّه در منى كه در رحم واقع شود شبيه است به فعل حرارت تنور در رغيف كه ملصق به تنور گردد ، به اين معنى كه اوّل احداث چيزى به منزلهء قشر در ظاهر آن مىكند ، و بعد از آن در باطن آن تأثير نموده آن را نضج مىدهد . پس اگر رطوبت در جوهر آن كم است ، به فعل مصوّره در مدّت شش ماه كامل مىگردد . و اگر رطوبت در آن بسيار است مدّت استشكالش به سيصد و چهار روز مىكشد ، و بعد از ولادت هنوز رطوبت بر بدن مولود غالب است . و به همين سبب قادر بر انتصاب و انبعاث در حركات نيست ، و پيوسته حرارت غريزيّه در تجفيف رطوبات اعضا مىكوشد و آن را مهيّاى نشستن ، و بعد از آن مهيّاى برخواستن ، و بعد از آن مهيّاى راه رفتن مىگرداند . و اختلاف زمان حصول اين احوال در مواليد منوط به اختلاف رطوبت است در قلّت و كثرت . و همچنين حرارت غريزيّه در رطوبات بدن حيوان تأثير مىكند تا آنكه آن را بالكلّيّه فانى مىگرداند . و خود نيز منطفى مىشود ، به جهت آنكه آنچه تقوّمش به آن است فانى گرديده است ، پس موت عارض مىشود . پس سبب موت بعينه همان سبب حيات